

به یاد می آورم لحظه های فراز را که :
صدای او اعتبارم می بخشید
و لحظه های نشیب را که اعتمادم
به یاد می آورم افرای افراشته ای را ،
به یاد می آورم مادرم را . . .
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی
بد شانسی پشت بدشانسی حالا خدمت باید برم کیلومتر ها دور تر از خونه
خدایا خودت کمکم کن
چون فقط تو رو دارم
افتادم تیپ تکاوری 123 ابشناسان پرندک تهران
الان دارم میرم تهران ببینم چیکار میکنم دیگه
دعام کنید رفقا
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی
حاجی هر کاری میکنم این تهرانه نمیخواد بسازه
خدمت خوب میگذره ولی به تهران عادت نمیکنم
هوا خو این روزا خیلی گرمه
گرم که چه عرض کنم امروز باد میومد صورتو میسوزوند
برام دعا کنید مرسی
وبلاگ بنام سکوت
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی

طعمه روزگار
پاهایم را که درون آب می زنم، ماهی ها جمع می شوند
شاید این ها هم فهمیده اند / عمری “طعمه روزگار”بوده ام . . .
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گرانقیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی میگذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر ب
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی
سر پست ادم فکری میشه
داغون شدم خداوکیلی
سخته خدمت
ولی زود میگذره خدارو شکر
فعلا که هفت ماهش گذشت
برام دعا کنید
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی
واسهت چند تا شمع روی میز روشنه.. کنارش یه شاخه رز صورتییکم اونطرفتر منم که میخواد.. تورو داشته باشم به هرقیمتیپس پنجره فصل پائیزیه.. داره دست تکون میده ابرسیاههوا سردو غمگین و بارونیه.. درست مثل من
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی

در اوج آسمان به دنبال تو ، هر جا میروی باز هم یکی هست به دنبال تو
تویی که در قلب منی و منی که همیشه فدای توام
دیگر به دنبال بهترین ها نیستم ، من شیفته آن خوبی های توام

برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی
بعضی وقتا یه چیزایی میخوایم از پدر و مادر که خدا هم برای ما انجام نمیده
ولی اونا برای راضی نگه داشتن ما سعی و تلاششونو میکنن
سلامتی همه ی پدر و مادرا
وبلاگ بنام سکوت
برچسب:
نویسنده: ترانه عباسی